شهید بروجردی
لینکهای سریع سایت شمع زینب
دیگر بخشها
امکانات سایت
بخش خبری
مطالب سایت
بخش کاربری
اخبار شهرستان بروجرد
انتخاب زبان نمایش :

English Farsi

فرهنگي
[ فرهنگي ]

·سخنان شهید دستغیب در مورد ولایت فقیه
·چرا اخراجی ها را همه دیدند؟
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
کد امنيتي
 
ارشيو پيغام کوتاه   

 
  PHP-Nuke
تعداد اخبار : 2 مورد
  فرهنگ ایثاروشهادت
تعداد اخبار : 18 مورد
  موضوعاتی در مورد نماز
تعداد اخبار : 1 مورد
  از ولادت تا شهادت
تعداد اخبار : 5 مورد
  روایت وحدیت
تعداد اخبار : 4 مورد
  اطلاعیه
تعداد اخبار : 37 مورد
  نشانه‏هاي ظهور امام
تعداد اخبار : 11 مورد
  سونی اریکسون
تعداد اخبار : 3 مورد
  دانلود فایل
تعداد اخبار : 7 مورد
  نرم افزارموبایل
تعداد اخبار : 4 مورد
  فرقه شیاطین
تعداد اخبار : 3 مورد
  کرامات اهل بیت(ع)
تعداد اخبار : 1 مورد
  دانلود کتاب گوناگون
تعداد اخبار : 0 مورد
  خاطرات دفاع مقدس
تعداد اخبار : 1 مورد
  بگراند مذهبی
تعداد اخبار : 11 مورد
  لوگوی مناسبتی
تعداد اخبار : 1 مورد
  فرهنگي
تعداد اخبار : 2 مورد
  حوادث
تعداد اخبار : 0 مورد
  هنري
تعداد اخبار : 4 مورد
  مقالات
تعداد اخبار : 1 مورد
  مذهبي
تعداد اخبار : 10 مورد
  رسانه ها
تعداد اخبار : 2 مورد
  پزشكي وسلامت
تعداد اخبار : 1 مورد
  سياسي
تعداد اخبار : 2 مورد
  ورزشي
تعداد اخبار : 0 مورد
  ايران وحهان
تعداد اخبار : 5 مورد
 
شمع زینب(س),سایت اردتمندان به, بانوی شجاعت واسوه صبر: فرهنگ ایثاروشهادت

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

entry وصیت نامه شهید چمران

وصیت نامه شهید چمران
متن وصیت نامه در ادامه مطلب

ادامه اين مطلب 87 بار بازديد شده

author نوشته : admin date تاریخ : پنجشنبه، 3 تير ماه ، 1389 hitنظرات

entry قالب سربند یا حسین (ع) برای وبلاگها

قالب سریند شهدا

قالب سربند یا حسین (ع) برای وبلاگهایی با موضوع دفاع مقدس و شهدا

 ( ویژه ی بلاگفا و پرشین بلاگ )


ادامه اين مطلب 153 بار بازديد شده

author نوشته : admin date تاریخ : چهارشنبه، 29 ارديبهشت ماه ، 1389 hitنظرات

entry تربت كربلا - چشم سید - شهید میر افضلی

seyed_ba_hamid.jpg

عملیات خیبر شروع شد و بچه‌های لشگر ثارالله را درگیر نكردند. شب‌ها آماده باش می‌زدند. می‌رفتیم سوار لندكروز می‌شدیم، می‌رفتیم تا نزدیكی خط و باز برمی‌گشتیم. تو یكی از این رفت و برگشتها سید آمد همه‌مان راجمع كرد توی یك چادر و سر درد و دلش باز شد و گفت با چند تا از مجاهدین عراقی رفته كربلا.

 گفت: «از خاك حرم آقا هم یك كم آورده‌ام.» یك كمش را داده بود به رسول و مهدی جعفربیگی، دوستان صمیمی‌اش و بقیه‌اش را هم برای خودش گذاشته بود كنار تا وقتی

ادامه اين مطلب 132 بار بازديد شده

author نوشته : admin date تاریخ : سه شنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1389 hitنظرات

entry تا آخرين شهيدي که در عراق باشد، کمک ميكنيم



سالم جبّار حسّون، از عشاير عراق بود که با برادرش سامي، پول مي‌گرفتند و در کار تفحص شهدا کمکمان مي‌کردند.
چند وقتي بود که سالم را نمي‌ديدم. از برادرش سراغش را گرفتم. به عربي گفت: «سالم، موسالم؛ سالم مريض است.»
گفتم: «بگو بيايد براي شهدا کار کند، خدا حتماً شفايش مي‌دهد.» صبح جمعه بود که در منطقه هور، يک بلم عراقي به ما نزديک شد. به ساحل که رسيد،‌ ديدم سالم، از بلم پياده شد و افتاد روي خاک. گفت: «دارم مي‌ميرم.» به شدت درد مي‌کشيد. فقط يک راه داشتم. گذاشتيمش توي آمبولانس و آمديم طرف ايران. به او گفتم خودش را معرفي نکند. از ظهر گذشته بود که رسيديم به بيمارستان شهيد چمران سوسنگرد. دکتر ناصر دغاغله او را معاينه کرد. شکم سالم ورم کرده بود. دکتر دستور داد سريع او را به اتاق عمل ببرند. سالم به گريه افتاد، التماس مي‌کرد که «من غريبم، کسي را ندارم. به من دارو بدهيد، خوب مي‌شوم.» فکر کرديم شايد دکتر در تشخيص خود اشتباه کرده. برديمش بيمارستان شهيد بقايي اهواز. چند ساعتي منتظر مانديم، اما از دکتر کشيک خبري نبود. بالاخره دکتر رسيد. همان دکتر دغاغله بود! گفتم: «دکتر، ما فکر کرديم شما در تشخيص اشتباه کرديد، از دستتان فرار کرديم. ولي ظاهرا اين مريض قسمت شماست.» دستور داد او را به اتاق عمل ببرند. سالم به اتاق عمل رفت و من هم رفتم طرف شلمچه دنبال کارهايم. به کسي هم نگفته بوديم که يک عراقي را اينجا بستري کرديم. من بودم و يک پاسدار عرب‌زبان اهوازي، به نام عدنان.

بعد از 48 ساعت از شلمچه برگشتيم اهواز. وارد بيمارستان که شدم، ديدم توي حياط دارد راه مي‌رود. گفتم: «سالم، ديدي دکترهاي ما چه خوب هستند و چه مردم خوبي داريم.» زد زير گريه. گفت: «وقتي دکتر مرا عمل کرد، آقايي آمد بالا سرم و گفت بلند شو برو توي بخش بخواب. ناراحت شدم، سرش داد کشيدم که آقا من شکمم پاره است! آن آقا دست به سرم کشيد و گفت بچه‌ها بياييد دوستتان را داخل بخش ببريد. عده‌اي جوان دورم را گرفتند که گويي همه‌شان را مي‌شناسم. به من گفتند اينجا اصلاً احساس غريبي نکن. چون تو ما را از غربت بيرون آوردي، ما هم تو را تنها نمي‌گذاريم. آنها تا چند لحظة پيش کنار من بودند!»

... از آن روز، سالم به‌کلي عوض شده بود. مي‌گفت: «تا آخرين شهيدي که در خاک عراق مانده باشد، کمکتان مي‌کنم.» خالصانه و با دقت کار مي‌کرد. بعثي‌ها دخترش را کشتند تا با ما همکاري نکند، اما هميشه مي‌گفت: «فداي سر شهدا!»


گفتم: «بگو بيايد براي شهدا کار کند، خدا حتماً شفايش مي‌دهد.»

ادامه اين مطلب 262 بار بازديد شده

author نوشته : admin date تاریخ : پنجشنبه، 6 اسفند ماه ، 1388 hitنظرات

entry آهاي، کفشاي منو کجا مي بري؟


مقر آموزش نظامي بوديم !
ساعت سه نصف شب بود پاسدارا آهسته وآروم اومدند دم در سالن ايستادند . همه بيدار بوديم و از زير پتوها زير نظرشون داشتيم .اول، بدون سروصدا يه طناب بستند دم در سالن. مي خواستند ما هنگام فرار بريزيم روي هم .

طنابو بستند وخواستند کفشامونو قايم کنند، اما از کفش اثري نبود. کمي گشتند ورفتند کنار هم . در گوش هم پچ پچ مي کردند که يکي از اونا نوک کفشاي "نوري" رو زير پتوي بالا سرش ديد. آروم دستشو برد طرف کفشا . نوري يه دفعه از جاش پريد بالا . دستشو گرفت، وشروع کرد داد و بيداد : " آهاي دزد، آهاي ! کفشامو کجامي بري ؟ بچه ها ! کفشامو بردند !"


پاسدار گفت : " هيس !هيس! ، برادر ساکت !، ساکت باش منم " اما نوري جيغ ميزد وکمک مي خواست . پاسدارا ديدند که کار خيلي خيطه، خواستند با سرعت از سالن خارج بشند ، يادشون رفت که طناب دم دره، گير کردند به طناب وريختند رو هم. بچه ها هم رو تختا نشسته بودند و قاه قاه مي خنديدند.

ادامه اين مطلب 280 بار بازديد شده

author نوشته : admin date تاریخ : پنجشنبه، 6 اسفند ماه ، 1388 hitنظرات
 
تبليغات در سايت شمع زينب (س)
نظر شما درباره فعالیت سایت چیست؟

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترینه
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 82
نظرات : 1

شمع زینب(س),سایت اردتمندان به, بانوی شجاعت واسوه صبر






تمام لينك ها


لينكستان

سایت یا غریب


روضه – سبکی نو در طراحی مذهبی


حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره)


gerdab


خادم الشهدا شهید گودرزی


حریم یاس


طراحان مذهبی


بچه هاي قلم


قدسيان سايت تخصص شهدا


رهبران شیعه


آل محمد(ص)


talkhandak


تحریپ چی مجازی


سنگر نیوز


jood


 
PageRank
 Bookmark and Share
 Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net





Powered by shamezeinab