تحليـل فتنــه اخيــر در آيينه فرهنــگ
حجت الاسلام والمسلمين سید مهدی ميِــرباقـــري
در تحليل فتنـه پس از انتخابــات نكته اول اين است كه نگـــرشها و تحليــلهايي كه اين حادثه بزرگ را از رقابتهاي انتخاباتـــي و يا بدتر از آن از يك مناظـــره انتخاباتي شروع ميكند، درك كاملي از وقايع مهم تاريخي ارائـــه نميدهد؛ كه اين ناشي از فقـــدان يك نگـــرش جامع و فلسفه تاريخي است.
ما بايد جريان تاريخ را ببينيم تا بتوانيم تحليل كنيم كه انقلاب اسلامي چرا اتفاق افتاد و اين انتخابات در روند انقلاب چه جايگاهي دارد. عوامل پيدايش انقلاب اسلامي فوق عوامل روانشناختي و جامعهشناختي است و تنها در يك نگرش فلسفه تاريخي قابل تحليل است.
نكته دوم اين است كه ميخواهم اين حادثه را از زاويه فرهنگي تحليل كنم، گر چه عوامل غير فرهنگي هم در اين حادثه حضور دارد. وقتي ما ميگوئيم اختلافات فرهنگي و شكافهاي ايدئولوژيك به پيدايش اين حادثه منتهي شد، به معناي اين نيست كه نقش عوامل ديگر را ناديده ميگيريم يعني هواي نفسها و فتنهگريهاي اشخاص، گروهها و قدرتها نيز در اين حادثه مؤثر بود كه در اين تحليل به آنها نميپردازيم.اصل بحث را در سه فصل تقديم ميكنم؛ فصل اول اختلافات ايدئولوژيك در دنياي اسلام است. در يك نگاه كلان سه قرائت از اسلام در بين مسلمانها وجود دارد يكي قرائت سكولاريستهاي مسلمان از اسلام است، البته طرفداران زيادي در دنياي اسلام ندارند. جبهه دوم طرفداران مدرنيته اسلامي هستند، كساني كه تجدد را قبول دارند، يا لااقل وجههايي از تجدد را قبول دارند اما آن را فاقد يك اخلاق و معنويت قابلقبول ميدانند و ميخواهند تركيبي از معنويت و اخلاق اسلامي با دستاوردهاي تجدد بسازند. ايدهآلي كه براي دنياي اسلام ارائه ميدهند ايجاد يك ژاپن اسلامي است كه پيشرفت و توسعه ژاپن را توأم با اخلاق و معنويت اسلامي داشته باشد. جبهه سوم جبهه طرفداران تمدن اسلامي است كه معتقد به مدنيتي متمايز با جريان تجدد است؛ مدعي است كه اسلام ميتواند تمدن جديدي را مبتني بر فرهنگ، معنويت، اخلاق و ايدئولوژي اسلام بنا گذارد. در فصل دوم تلاش ميكنم كه نگاه غرب، يعني نگاه پرچمداران تجدد، را به اين شكاف ايدئولوژيك در دنياي اسلام باز كنم.
ادامه /images/more.gif)
/images/poster.gif)
نوشته : admin
/images/calendar.gif)
تاریخ : يكشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1389
نظرات