صحبت از نشانه های قریب الوقوع بودن ظهور مولا به هیچ عنوان به منظور تعیین وقت آن نیست که همانا امام باقر(ع) فرمود "کذب الوقاتون"(تعیین کنندگان وقت دروغگویند).
هدف از یادآوری این نشانه ها بیدار شدن خیلی از ماهاست.
خیلی از ماها انگار فراموش کردیم یه امامی داریم که غایبن،
یادمون رفته بایدمنتظرشون باشیم.
این روزا واسه خیلی از ماها خیلی از مسائل مهمتر از انتظارفرج شده،مثل قیمت نان،پیروزی فلان تیم فوتبال از فلان لیگ،داشتن امضای فلان هنرپیشه و خیلی چیزای دیگه.
ای کاش لااقل به اندازه یکی از چراغ قرمزهایی که پشتشون انتظار سبز شدنشون رو میکشیم منتظر ظهور مولا میشدیم.
این نشانه ها رو یادآوری میکنم برای آدمایی که هدفمند کردن یارانه ها که هنوز اتفاق نیفتاده از هدف خلقت براشون مهمتره!
یادآوری میکنم تا یادمون بیاد که ظهور افسانه نیست و شاید تو عمر خودمون رخ بده.
اگه رخ داد آقا مارو بعنوان یار خودشون میپذیرن یا اینکه اصلا خودمون پیشاپیش میریم تو صف دشمنای آقاییکه(مثلا) سالها منتظرش بودیم؟!
آیا آمادگیشو داریم فرمانبردار مطلق مولاباشیم و رای و نظر ایشون رو به رای و نظر خودمون ترجیح بدیم؟!
اصلا خودمون نه، موبایلامون آمادگی ظهور مولا رو دارن؟ یا هنوز باید خیلی چیزارو ازتوشون پاک کنیم تا بشن موبایل یه آدم منتظر ظهور؟!
وظیفه ی ما تو دوران غیبت مولا خیلی سخته...
باید جوری منتظر آقا باشیم که انگار مطمئنیم همین جمعه، نه اصلا همین امشب، همین امروز یا تو همین لحظه ظهور میکنند (همانطور که تو دعای فرج، "فرجاً عاجلاً قریباً کلمح البصر" رو از خدا میخوایم) و از طرفی نباید اونقدر نا امید باشیم که اگه خدایی ناخواسته تو روز و ماه و سالی که انتظارش رو داشتیم ظهور رخ نداد دلسرد بشیم و دیگه انتظار نکشیم.
خلاصه ی صحبتهام اینه که یادمون نره امام علی(ع) فرمود: "افضل اعمال امّتی انتظار الفرج"
و در اینجا میخوام از دسته ای از نشانه های قریب الوقوع بودن ظهور واستون بگم:

توضیحات: دو تن از برجسته ترین شخصیتهای زمان ظهور ، سید خراسانی و یمانی می باشند که هر دو فرماندهی سپاهیان جبهه حق را در مناطق مختلف برعهده دارند و در نهایت بنابر روایات پس از جنگهای مختلف در عراق با امام زمان(عج) بیعت کرده و بسوی قدس رهسپار خواهند شد.
جابر از امام باقر (ع) روایت می کند: ((یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنی خال و باتی من خراسان برایات سود بین یدیه شعیب بن صالح یقاتل اصحاب السفیانی فیهزهم)) الملاحم و الفتن ص52 باب97
جوانمردی از بنی هاشم از خراسان(ایران) قیام می كند كه بر دست راستش خالی ( نشانه ، خلل و سستی ) است كه با یاران سفیانی می جنگد و آنها را شكست می دهد.
داستان سید حسنی ( و حسینی) بودن حضرت آقا از زبان حاج آقای صدیقی در ادامه بخوانید.......
ادامه /images/more.gif)
/images/poster.gif)
نوشته : admin
/images/calendar.gif)
تاریخ : جمعه، 9 بهمن ماه ، 1388
نظرات